Sunday, July 17, 2005 - 03:51 AM

صرفنظر از علل سیاسی و اجتماعی، سودجویی یکی از عوامل مهم گسترش روزافزون اعتیاد است.بدون تردید مصرف بیرویه و روزافزون موادمخدر به عنوان یکی از بزرگترین مشکلات قرن حاضر تلقی میشود و زیانهای ناشی از آن در زمینههای اجتماعی و اقتصادی بسیار سنگین است، به طوری که تقریبا تمامی کشورهای جهان سعی دارند برنامههایی برای پیشگیری از اعتیاد و درمان معتادان به اجرا گذارند.
علل گرایش به مواد مخدردر نوجوانان و جوانان صرفنظر از علل سیاسی و اجتماعی، سودجویی یکی از عوامل مهم گسترش روزافزون اعتیاد است.بدون تردید مصرف بیرویه و روزافزون موادمخدر به عنوان یکی از بزرگترین مشکلات قرن حاضر تلقی میشود و زیانهای ناشی از آن در زمینههای اجتماعی و اقتصادی بسیار سنگین است، به طوری که تقریبا تمامی کشورهای جهان سعی دارند برنامههایی برای پیشگیری از اعتیاد و درمان معتادان به اجرا گذارند. صرفنظر از علل سیاسی و اجتماعی، سودجویی یکی از عوامل مهم گسترش روزافزون اعتیاد است. سوداگران مرگ از ناآگاهی و مشکلات گوناگون جوانان برای گسترش و رونق بازارهای خود استفاده میکنند و به طرق مختلف قربانیان بیشتری را به دام مخوف خویش گرفتار میسازند. جامعه ما نیز در ظرف چند دهه اخیر از نظر نگرشهای کلی درباره مصرف مواد تغییرات زیادی کرده است. علاوه بر این پیامهای متناقض زیادی در این ارتباط وجود دارد که ما اینک باید با آن مقابله کنیم. اولا برخی از داروها، ابزار پزشکی معجزهآسا و اسرارآمیزی هستند که میتوانند دردهای ما را به بهترین وجه درمان کنند. داروهای دیگری هم وجود دارند که به وسیله شمار زیادی از بزرگسالان برای سرگرمی و تفنن مورد استفاده قرار میگیرند. نوجوانان درباره این نگرش که مواد مخدر غیرقانونی، غیراخلاقی و سمی هستند، حساسیت دارند. اگر میبینیم که یک نوجوان درباره تجاربی ممنوع، گیج و سردرگم میشود، نباید تعجب کنیم. آنها میبینند که افراد داروها را مصرف میکنند بدون آن که ظاهرا آسیبی را متحمل شوند. با این حساب، میتوانیم مشکلات یک نوجوان را هنگام تصمیمگیری درباره کاربرد یک ماده تخدیرکننده حدس بزنیم. چنین تصمیماتی برای بزرگسالانی که از زندگی باثبات و هماهنگی برخوردارند مشکل است تا چه رسد به جوانی که باری از مشکلات متعدد نظیر بحرانهای هویتی، بیداری غرایز جنسی، تعیین تصوری از خویشتن، ملحق شدن به گروه همسالان و جستوجو برای ایفای نقش رضایتبخش در جامعه روبهرواست. فرد معمولا مراحلی را میگذراند تا به دام اعتیاد بیافتد. مراحل اعتیاد شامل 3 مرحله است. آشنایی و شروع: در این مرحله فرد با دوست یا آشنای معتادی برخورد میکند و با تشویق وی با ماده مخدر آشنا میشود. آزادی بیش از حد نوجوانان و عدم مراقبت و هدایت آنان در ساعات فراغت و بیکاری، مهیا نبودن وسایل تفریحات سالم و ورزش و ضعف در آموزش و پرورش صحیح، عدم نظارت در رشد و تکوین شخصیت کودکان، آشنا نبودن افراد به مضرات موادمخدر، کمبود محبت، دردهای عصبی، ناراحتی جسمی، ناکامیها، علل اقتصادی از قبیل احتیاج به پول برای تهیه حوائج زندگی، حرص و طمع برای اندوختن ثروت، کشت داخلی هر کشوری که دسترسی به موادمخدر را سهل و آسان میکند و موقعیت جغرافیایی که کنترل و مراقبت از سرحدات را مشکل میکند، از علل مهم اعتیاد است. دودلی: در این مرحله فرد با خود در جنگ و ستیز است. حالت نشئه و رفتن در عالم خیال و فرار از واقعیات باعث رو آوردن به ماده مخدر میشود، ولی از طرفی نمیخواهد در دام آن بیافتد. اعتیاد: بالاخره مصرف ماده اعتیادآور فرد را به دام اعتیاد میکشاند. مواد اعتیادآور را به 3 دسته بزرگ تقسیم کردهاند. 1-ترکیبات تریاک که شامل تریاک، هروئین، مرفین، سوخته و شیره میشود. 2-مواد توهمزا یعنی کوکائین، ال.اس.دی، حشیش و ماریجوانا. 3- خوابآورها و مواد ضداضطراب که شامل باربیتوراتها و الکل میشود. همه مواد اعتیادآور باعث وابستگی جسمی و روانی میشوند. جوانی که به اعتیاد مبتلا میشود. معمولا خلق و خوی وی تغییر میکند. تغییرات در رفتار ظاهری و خصوصیت اخلاقی جوانان میتواند توجه اولیا را جلب کند و احتمال آلوده شدن جوان خود را بدهند. تغییرات زیر علائم هشداردهنده اند و باید نظر اولیا را به خطر ابتلا به اعتیاد جلب کنند: 1-تغییر ساعات خواب و بیداری: جوان دیرتر میخوابد و دیرتر بیدار میشود. 2- تمایل به گوشهگیری 3-همنشینی با افراد جدید و مشکوک 4- تغییرات ناگهانی در خلق و خو، به صورتی که از حالت افسردگی و عصبانیت، ناگهان به فردی شوخ و سرحال تبدیل شود. 5- قفل کردن در اتاق خود در مواقعی که در خانه نیست. 6-کاسته شدن از وزن و تغییر رنگ چهره، خصوصا لبها 7-بیاعتنایی به سر و وضع و نظافت خود 8- چرت زدن 9-پرحرفی و اظهار مطالب بیمورد 10-فرار از کارهای بدنی نوجوانی و ویژگیهای آن و زمینههای گرایش نوجوان به سو مصرف موادمخدر دورهای که ما به آن نوجوانی میگوییم و تقریبا بین سنین 14 تا 21 سالگی اتفاق میافتد، از نظر فیزیکی و عاطفی دوره انتقالی مهمی به حساب میآید. در خلال این سالها، کودکان از نظر جسمی، به افرادی بزرگسال تبدیل میشوند. با مشاهده نوجوان در زمینه این انتقال، ما میتوانیم عواملی را که بر آسیبپذیری دانشآموز در برابر مواد تاثیر میگذارند، شناسایی کنیم. نوجوانان قسمتی از یک سیستم هستند که نمیتوانند به خوبی آن را درک کنند. مواد نیز قسمت دیگری در این سیستم هستند که میتوانند به عنوان مثال از طریق والدین الکلی، یا همسالانی که مواد مصرف میکنند یا به طور مستقیم از تجارب شخصی و اعتیاد و سوءاستفاده بر رشد دوره نوجوانی میتوان به تخفیف آثار زیانبخش مواد بر زندگی نوجوانان کمک کرد. تجارب مدرسه، به ویژه از تاثیرات مهمی برخوردار است. این تجارب که بر روشهای معلمان و مدیران متکی هستند، می توانند بر آسیب پذیری فرد، تاثیر مثبت یا منفی داشته باشند. خلاصهای از برخی عوامل مهم در رشد نوجوان، آنطور که به آسیبپذیری او مربوط می شود، به دنبال خواهد آمد. رشد جسمانی و روانی دوره نوجوانی، نشانگر رشد نهایی در فرآیندهای تشکیل عادات به حساب میآید. در خلال این دوره ترشحات هورمونی، یکپارچگی نهایی در سیستم اعصاب و عملکرد مغز نظیر خوردن، خوابیدن، خصومت، منفعل بودن، اضطراب و واکنشهای عاطفی به وجود میآید. تمام این صفات توسط نیروهای رشد فیزیکی شکل میگیرند. هرچه فرد جوانتر باشد، سیستم بدنی و روانی او در برابر اثرات دارویی آسیبپذیرتر است. عواملی نظیر انگیزش، قضاوت، تصمیمگیری و حافظه همگی به میزان زیاد بر کامل شدن آرام فرآیندهای رشد متکی هستند. برخی از این حالات یا همه آنها را میتوان با تاثیر مستقیم داروها تغییر داد. در فاصله سالهای 12 تا 14 سالگی این پدیدهها پویاترند و آشفتگیهای مربوط به آن جدیتر از سن بزرگسالی هستند. رشد اجتماعی نوجوانی دورهای است که با گذر از مراحل مداوم و متفاوتی از آشوبها و مسائل اجتماعی به سوی رشد اجتماعی سالمی در نوسان است. مسائل مهم دوره نوجوانی عبارتند از: تغییر روابط با اعضای خانواده و سایر بزرگسالان و تغییر روابط گروهی با همسالان. تعداد زیادی از فرآیندهای اجتماعی شدن مربوط به ارضای نیازها یا یادگیری روشهایی برای جهت دادن غرایز به سوی رفتارهای سالم برای کسب رضایت است. عواملی که بر رفتار اجتماعی اثر میگذارند، به ترتیب عبارتند از: همسالان، خانواده، کارکنان مدرسه، رسانههای گروهی و کتابها. در واقع نفوذ مدرسه و خانواده ممکن است در مواردی یکسان باشد و شاید هم مدرسه از اهمیت بیشتری برخوردار باشد. هنگام رسیدن کودک به دوره نوجوانی و گذر از این مرحله، تغییرات عظیمی در نظام خانواده رخ میدهد. در خلال این دوره فرد سعی میکند که خود را از نظر روانی از خانواده جدا ساخته، خارج از خانه هویت شخصی خویش را جستوجو کند. روابط با والدین ممکن است رفتارهای مقابلهای مثبت یا منفی در نوجوانان به وجود آورد. کسانی که موادمخدر مصرف میکنند ممکن است یا به علت آن باشد که میخواهند با والدین خود رقابت کنند یا این که قصد دارند علیه ارزشهای پدر و مادر خویش قیام کنند. هرچه میزان قید و بندها در محیط خانه بیشتر باشد، واکنشهای طغیانگرانه فرد احتمالا زیادتر خواهد بود. محیطهایی که پر از آشوبند، بخصوص در ایجاد اعتیاد به مواد میتوانند کمک کنند. عدم حضور پدر در خانواده با مصرف الکل و حشیش ارتباط زیادی میتواند داشته باشد. فرآیند جدا شدن از خانواده معادل است با افزایش اهمیت روابط گروهی با همسالان. در این ارتباط نوجوان سعی میکند ارزشهای شخصی خود را با دیگران مقایسه کرده، تغییر بدهد. ارزشهای خانوادگی همسالان ممکن است هماهنگ، مشابه یا کلا جدید و متفاوت باشند. تنشها و کوششهای لازم برای آشتی دادن این سیستمهای ارزشی بیش از حد مهم هستند. حل این کشمکشها میتواند تاثیری عمیق بر اعتیاد نوجوان و بزرگسالی که در حال رشد است، داشته باشد. در خلال نوجوانی شخصیت درحال تغییرات پیاپی قرار دارد، به طوری که نوجوان دائما در حال جستوجو، تمرکز و ارزیابی مجدد است. کوشش برای یافتن تصوری ثابت از خویشتن و محیط یک فعالیت مداوم تلقی میشود. قسمتی از این فرآیند نتیجهای است که ازتمایل نوجوان برای کشف کردن سرچشمه می گیرد. از آنجا که نوجوانان در حالت گروهی انگیزههای کنترلی کمتری دارند، مصرف مواد ممکن است به رفتارهای ضداجتماعی و رفتارهای خطرناک (مانند پرخاشگری، دزدی و...) منجر شود. بدیهی است که چنین رفتارهایی تنش، افسردگی و از خودبیگانگی را به وجود می آورد. نوجوانی که دارای مشکلی است ممکن است به موادمخدر به عنوان یک وسیله تسکین نگاه کند. تحقیقات نشان داده است که عزت نفس پایین به میزان زیاد با شرب خمر در ارتباط است. مصرفکنندگان خفیف حشیش در مقایسه با غیرمصرفکنندگان، غیرعادیتر، دارای خویشتننگری کمتر و عاصیتر هستند. تغییرات دیگری که با مصرف موادمخدردر ارتباط هستند، عبارتند از: آسیبرسانی به خود، افسردگی، ناامنی، پرخاشگری و گوشهگیری. حتی دانشآموزانی که در دبیرستان سیگار میکشند، در مقایسه با افرادی که چنین کاری انجام نمیدهند، پرخاشگرتر و از محبوبیت کمتری برخوردارند. اطلاعات زیادی در دسترس است که نشان میدهد فرهنگ، گروه، طبقه اجتماعی، مذهبی و وضعیت تحصیلی نیز در آسیبپذیری نوجوانان در برابر موادمخدر و داروها تاثیرگذار است.
|